یه یارویی تو استرالیا همه چیز زندگیش رو تو سایت eBay به مزایده گذاشته. تا اینجاش همه چیزعادیه، ولی طرف چیزهای معنوی زندگی شو مثل دوستاش رو هم تو اقلام فروشی اضافه کرده!
آدم فروشی شنیده بودیم ولی نه اینجوریش رو! طرف بعد از اینکه از زنش جدا شد تصمیم به چنین کاری گرفت، و کل زندگی شو به مبلغ 380 هزار دلار فروخت. خونه، کار، دوستاش و علایقش...درضمن با این پول می خواد سفر کنه و زندگی جدیدی رو تو یه جای دیگه دنیا شروع کنه. حالا جالب تر از این بابا، اون اوسکلی که حاضر شده زندگی طرف رو بخره... باز جالب تر اینکه یه سایتی به نام "یک زندگی برای فروش" راه انداخته و دلایل این ایده ناب(!) رو توضیح داده و از ملت برای این کارش نظر خواهی کرده.
نتایج اخلاقی:
1- اگه خواستید خودفروشی یا دگر فروشی کنید، لازم نیست راه دوری برید بلکه می تونید به سایت eBay مراجعه کنید! اگه خیلی اسکل هستید مراقب پولتون باشید، چون ممکنه یک دفعه جوگیر بشید و یه زندگی رو اینجوری یه جا بخرید!
2- اگه از همسرتون جدا شدید و خواستید توجه بقیه رو جلب کنید لازم نیست این کارها رو بکنید، همینکه برید سر یه میدون شلوغ شهر و یک فریاد بزنید کافیه! همه به شما توجه می کنند!
We can not change the cards we were dealt, we just can change how we should play with
“The Last Lecture by Randy Pausch”
Recently I saw a very inspirational speech from dying professor Randy Pausch, I recommend you see his speeches in youtube or google
همیشه همین طور است
لابلای هر رفتن،
چیزی به جای می ماند
که هیچگاه
و در هیچ کجا
باز نمی یابیاش ...
"واحه"
مرد تنها نشسته بود، غرق در غم،
تمامی حیوانات بسمتش آمدند و گفتند:
"ما نمی خواهیم تو را غمگین ببینیم، هر آرزویی که داری از ما بخواه و تو آن را خواهی داشت."
مرد گفت: " بینایی قوی می خواهم."
کرکس پاسخ داد: " بینایی من مال تو "
مرد گفت: " قدرت زیاد می خواهم."
یوزپلنگ گفت: " تو مثل من قوی خواهی بود."
مرد گفت: " مدتهاست که می خواهم رموز زمین را بدانم."
مار پاسخ داد: " من آن ها را به تو نشان خواهم داد."
و آنگاه مرد هرآنچه می توانست از حیوانات بگیرد گرفت و آنها را ترک کرد...
سپس جغد رو به دیگر حیوانات کرد و گفت:
" مرد چیزهای زیادی می داند و کارهای زیادی می تواند انجام دهد."
آهو گفت: " مرد همه چیزهایی که نیاز داشت دارد و غمش پایان خواهد یافت."
جغد گفت: " نه! من حفره ای در وجود مرد دیدم، عمیق همچون گرسنگی! او هیچگاه سیر نمی شود."
این همان چیزیست که مرد را ناراحت می کند و او را وادار به خواستن می کند، او به گرفتن و خواستن ادامه می دهد...تا این که یک روز دنیا بهش می گوید:
" من دیگه چیز جدیدی برای دادن به مرد ندارم..."
و دوباره مرد تنها می نشیند، غرق در غم...
"برگرفته از فیلم اوکالیپتو با کمی تغییر"
بزرگترین گناه ناامیدیست…
"امام علی"
زندگي يعني هياهو
زندگي يعني شب نو ، روز نو ، انديشه نو
زندگي يعني غم نو ، حسرت نو ، پيشه نو
زندگي بايست سرشار از تكان و تازگي باشد
زندگي بايست در پيچ و خم راهش ز الوان حوادث رنگ بپذيرد
زندگي بايست يك دم ، يك نفس حتي زجنبش وا نماند
گر چه اين جنبش براي مقصدي بيهوده باشد
زندگاني همچو آب است
آب اگر راكد بماند چهره اش افسرده خواهد شد
آهوان عشق از آب گل آلودش نمي نوشند
مرغكان شوق در آيينه ي تارش نمي جوشند
من سرودي تازه مي خواهم
افتخاري آسمان گير و بلند آوازه مي خواهم
نيستم شب كور كز خورشيد روشنگر بدوزم چشم
آفتابم من كه يك جا ، يك زمان ساكت نمي مانم
من هولي تازه مي خواهم
برف امسال در ده سال اخیر بی سابقه بود و همه رو مبهوت کرد...
ولی مبهوت کننده تر اینه که تو این سرما چطور یک خانوم با کفش های
پاشنه بلند و شلوار نازک که تا ساق پاشو گرفته، بیرون می آید!
واقعا موجودات عجیبی هستند!
زندگی یعنی
مثل اسب دویدن
مثل شتر کم خوابیدن
مثل سنجاب درگیر بودن
"ازطرف یک انسان طرفدار حیوانات"
صاحبان دلهای حساس نمی میرند،
بی هنگام ناپدید میشوند...
"شاملو"
گاهی از دست زندگی، گریزی نیست. آنچنان همه چی یک دفعه بهم میریزد که نمیشود در برابرش مقاومت کرد. آنقدر که تغییر یک امر عادی، طبیعی و بعضی مواقع قشنگ جلوه میکند. باید از این تغییرات استفاده نمود، مهم نیست که کوچک یا بزرگ، آهسته یا ناگهانی، خوب یا بد باشد بلکه قشنگترین قسمت زندگی همین تغییرش هست که اگر نباشد، زندگی با یک جاسیگاری فرقی ندارد.